بلایی که با خوردن زرشک پلو نازل شد 
وقتی سوزش نفت، خجالت، ترس از خمپاره ، خنده و گریه قاطی شد
28 شهریور 1403

وقتی سوزش نفت، خجالت، ترس از خمپاره ، خنده و گریه قاطی شد

مجید داد زد مرغ؟ بعد همدیگر را نگاه کردیم. ناصر گفت نه برادر، ما این شام را نمی خواهیم مال خودتون. مرد با تعجب گفت واسه مرغ که همه سر و دست می شکنند بعد شما مرغ نمی خورید؟

اختصاصی کلانشهر: ...